تاریخچه رنگ


جهان بدون رنگ، فقط یک جـهان درهم نیست، بلکـه یک جهان خطرنـاک و غیر قابل پیش بینی است. در دهـه 1960، انسان شناسان برلین تحقیقیجهانی در مورد نامگذاری رنگ ها انجام دادند. آن ها دریافتند که در بسیاری  اززبان ها تنها دو رنگ روشن (سفید) و تیره (سیاه) وجود دارد.از 98 زبان مورد مطالعه آن ها، بیشترین تعداد اصطلاحات رنگ، در زبان انگلیسی یافت شد (یازده رنگ: سیاه، سفید، قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، بنفش صورتی، خاکستری و قهوه ای) در نهایت میلیون ها رنگ دیگر از وجود مواردی چون آووکادو، انـگور، هلـو

طلا، برنز و غیره سرچشمه گرفته شد.

350 قبل از میلاد – 1500 بعد از میلاد

فیلسوف بزرگ، ارسطو در قرن چهارم پیش از میلاد، رنگ آبی و زرد را مانند قطبیت هایی چون خورشید و مـاه مرد و زن، انبساط و انقباض، بیرون و درون ، یانـگ و یین به عنوان رنگ اصلی دانست. علاوه بر این، او رنـگ ها را با چهار عنصر آتش، آب، خاک و باد مرتبط می دانست و نظریه رنگ خود را با نگریستن به آسمان از طلوع تا غروب خورشید و رنگ هایی که در آسمان پدیدار می شد، ارائه داد.

1560-1900 پس از میلاد

در سال 1672، نیوتن اولیـن مقاله خـود در مورد رنگ ها را منتشر کـرد و چهل سـال بعد از نظریـه opticks او هنگامی که نیوتن نور سفید را به یکمنشور تاباند، متوجه شد که طول موج نور در زاویه های مختلف انعکاس می یابد، به طوری که او می تواند مولفه های جداگانه ای از رنگ طیف(رنگین کمان) را ببیند.

نیوتن با اتصال انتهای طیف (رنگ بنفش) به ابتدای طیف (رنگ قرمز)، اولین چرخه رنگ را ایجاد کرد.

یکی از بزرگترین مغزهای تاریخ، یوهانس ولفگانگ فون گوته بود که کاملا با تفسیرهای نیوتن مخالف بود. نظریه رنگ های گوته که در سال 1810 نوشته شده بود استدلال می کرد که آزمایش های منشور نیوتن نشان می دهد که نور به رنگ های مولکولی آن تقسیم می شود. او احساس کرد که اگر نظریه نیوتون درست باشد، پس باید نور سفید در هر شرایطی تقسیم شود، اما زمانی کـه خودش نور سفید را به یک صفـحه نمایش در اتاق تاباند، متـوجه شـد که نور در مرکز صفحه باقی می ماند و رنگ ها فقط در لبه ها ظاهر می شوند. این مشاهدات، او را به عقاید ارسـطو بازگرداند و معتقد بود که آبی، اولین رنگی است که از تاریکی ظاهر می شود (و بیشتر در شب قابل مشاهده است) و زرد اولین رنگی است که از روشنایی ظاهر می شود. از این رو، درک ما از خورشید، رنگ زرد و از آسـمان، رنگ آبی است.

در حالی که مطالعات نیوتون به لحاظ علمی صورت گرفته بود، گوته بیشتر به اثرات روانشناختی رنگ ها عـلاقـه داشت. او معتقد بود که شناخت واکنش انسان نسبت به رنگ ها مهم است و تحقیقاتش نشانگر آغاز روانشناسی های رنگ مدرن بود. با این وجود، تقریبا سیصد سال پس از نیوتن، هرچه بیشتر با رنگ کار می کرد، اساسا مربوط به ظاهر بود ومنجر به پیشرفت های زیـادی در هنر شد . در همـان زمان، یکی دیگر از محقـقان تئوری رنگ، فیلیـپ اتو رانگ، یک مدل سه بعدی از رنـگ ها را در قالب یک کُره نشان داد. تلاش او بـرای مرتب کـردن رنـگ ها بر اساس نما و ارزش آن ها بود که رویکردی انقلابی در آن زمان شد.

در قرن نوزدهم، سرعت درک رنگ ها به طور چشمگیری افزایش یافت. در سال 1872 یک فیزیکدان اسکاتلندی به نام جیمز کلرک مَکسوِل، از مطالعاتش درباره نظریه الکترومغناطیس نور، نموداری به شکل یک مثلـث (بسیار شبیه به نظریه گوته) ارائه داد. او رنگ قرمز، آبی و سبز را به عنوان رنگ های اصلی انتخاب کرد، که به اعتقاد او با این سه رنگ می توان تمام رنگ های شناخته شده در این نمودار را تولید کرد.

عبارت “رنگ اصلی” به معنای رنگ های مخـتلف در زمینه های مخـتلف است. هنگام مخلوط کـردن رنگـدانه ها، رنگ های اصلی ای که استـفاده می شود قرمز، آبی و زرد هسـتند، برای مـثال مخلوط آبی و زرد، سبـز می شــود.

اگرچه رنـگ های اصلی در مانیتورهای کامپیوتـر یا تلویزیـون ها، رنـگ قرمـز، آبی و سبز هستـــند؛ و زرد جـزء رنگ های ثانویه می باشد. همچنین رنگ های اصلی در چاپ نیز آبـی فیروزه ای، سرخابی، زرد و مشـکی هسـتند و رنگ های اصلی در روانشناسی نیز قرمز، آبی، زرد و سبز می باشد.

در قرن بیستم، علاقه افراد به رنگ ها بیشتر شد. هنر رنگ درمـانی دوبـاره متولد شد و امـروزه حـتی پزشـکان از رنگ ها به عنـوان بخش روزمره کار خود نیز استفاده می کنند.

از دید تجربی و فرضیات تصـوری اینگونه بیان شده که اولیـن رنگی که به وجود آمد آبی آسمـانی بود، بـعد از آبـی آسمانی، آبی دریایی، سپس سبز کلروفیلی نباتات و بعد گیـاهان و حیوانات، کره خاکی را از رنـگهای گـونـاگون پـر کرد و آنگاه انسان پا به عرصه گیـتی نهاد. تاریـخچه رنـگ ها و روانشناسی رنـگ از دیربـاز مـورد بحــث بوده و دانستن آن برای زندگی امروزی موثر است.

بشـر رنگهای اطراف خود را حس میکرد امـا متـوجه تاثـیر و تغییر آنها در وجـود خــود نبـود. اولـین رنـگهایـی که انسان‎های اولیه شناختند سیاه و سفید بود که همان شب و روز بود یا به عبارت دیگر آبی تیره در شب و زرد روشن در روز بود. پس از آن کم‎کم بشر با رنگ‎ها آشنا شد و مواد اولیه رنگهای خود را از مواد طبیعی تهیه کرد اما بعدها رنگرزی به عنوان شغلی برای انسان اهمیت پیدا کرد.

به گفته تاریخدانان مصـریان قدیـم اولین سازندگان رنگ در جـهان شنـاخته شـده اند و رنگرزى براى اولیـن بار در چین حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد آغاز شد.

رنگ های اصلی

رنگ ها داراى صفات فام، درخشندگى و اشباع هستند. رنگ هاى اصلى شامل زرد، قرمـز و آبى مى شـوند و از ترکیب آنها رنگ‎هاى ثانویه بدست مى آید. درخشندگى ، درجه تیرگى و روشنى را مشخص مى سـازد. بیـشـترین درخشندگى را رنگ زرد دارد و کمترین را بنفش دارد. اشباع میزان خلوص فام آن را مشخص مى کند در واقع در طبیعت خلوص رنگى به ندرت وجود دارد.

تئوگیمبـل نویسنده مشهور در قسمتی از کتـابش به نام ”شکل، صـوت، رنگ و شفا“ این چنـین مى گوید: در آغـاز پیـدایش، ظلمات حکمـفرما بود و از این ظلمات نور سر بـرآورد. نـور و تاریـکی، رقـص آفرینـش را به پایـکوبى برخاستند و بدین گونه رنگ هاى طیـف متولد گردیدند.

یوهانس اتین در کتاب خود به نـام ”هنر رنگ“ که در سـال ۱۹۶۱ میلادی در آلمان به چاپ رسـیده ، نوشتـه است: رنگ همه مواهب خود را به همـه تقدیم مى کند ولى رموز نهان تر خود را فقـط براى شیفتگان واقعى مکشوف مى سازد و تنها کسانى که عاشق رنگ هستند مى توانند زیبایى و کیفیت ذاتى آن را درک نمایند. (اتین در این نوع نگاه خود صحبت از تاثیری از رنگ می کند که کمتر کسی در آن تامل می کند).

اخباربروزرسانی ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *